اتاق فکر یا اتاق رصد حال و آینده استان؟
داشتن یک برنامه راهبردی و استراتژیک یا به عبارتی "نقشه راه" برای استان مازندران باعث خواهد شد تا علاوه بر تحلیل وضع موجود (نقاط ضعف، قوت، فرصت‌ها و تهدیدها) خود را برای آینده‌ای روشن مهیا کرد؛ یعنی با برنامه‌ریزی مناسب می‌توان، علاوه بر بهره‌برداری بهینه از منابع، از هدر رفتن آن جلوگیری کرد و به‌تدریج نقاط ضعف در بخش‌های مختلف را برطرف و با همت جمعی نقاط قوت را تقویت و با بهره‌برداری از فرصت‌های پیش‌رو، ظرفیت‌ها و تهدید‌ها را جدی گرفت، تا بتوان تدریجاً استان را به سمت‌وسوی آینده‌ای روشن سوق داد.

هر چند که داشتن یک برنامه راهبردی و برنامه‌های کوتاه‌مدت سالانه نیاز اساسی استان است، ولی اگر این برنامه یا راهبرد در سطح حرف و برای رفع تکلیف و برای گفتار درمانی باشد و برنامه‌های عملیاتی یا راهکارهایی اجرایی برای تحقق آن وجود نداشته باشد، بی‌شک شامل گذشت وقت‌های بی‌اثر، هدر رفتن منابع، تجمیع مشکلات، تنگناها و انباشت دغدغه‌ها و نیازها در بخش‌های مختلف خواهد شد.

لذا آنچه که از خود برنامه مهم‌تر است، ارائه راهکارهای اجرایی و عملیاتی آن، تأمین و تخصیص منابع، تدوین دستورالعمل‌ها و آئین‌نامه‌های اجرایی، تعیین متولیان اجرایی هر بخش از برنامه و رصد مرتب و منظم اجرای هر چه بهتر آن و تحقق هر چه بیشتر و اثرگذارتر آن در جامعه است.

یکی از مواردی که در سطح هر استان یا بهتر بگوئیم در سطح کشور به وفور دیده می‌شود، تشکیل اتاق‌های فکر است. هر چند که وجود این اتاق‌ها که معمولاً متشکل از افراد مختلف است، ضروری است و می‌تواند یک منبع مشورتی برای مدیران ارشد باشد، ولی در بیشتر موارد این اتاق‌ها و خروجی‌های آنها یا رنگ و لعاب سیاسی به خود گرفته و اهداف سیاسی را رقم می‌زند، یا پیشنهادات و خروجی‌های آنها اصلاً مورد استفاده مدیران ارشد استان نبوده، یا بسیاری از پیشنهادات آنها تنها یک تئوری بوده و اصلاً با واقعیت‌های جامعه هم‌خوانی نداشت و قابلیت اجرایی ندارد.

در برخی موارد نیز تئوری‌های دانشگاهی در این اتاق‌های فکر مورد بحث قرار گرفته، یا ختم به این اتاق شده و یا پیشنهادات خروجی قابلیت اجرایی در جامعه نداشته است و یا منتخبان این اتاق‌های فکر، چون جامعیت نداشته و یا سازمانی فکر کرده یا اینکه هم‌سو با تفکر و تشکل خاصی بوده  و یا نگاه برخی از آنها چنان کوچک است که نیازهای جزئی یک منطقه یا یک سازمان یا تشکل خاص را با ارائه راهکارهای اساسی یا ارائه نقشه راه استان به اشتباه گرفته‌اند و چندین مثال از این قبیل.

لذا گرچه رویکردهای اتاق فکر باید علمی باشد، ولی باید پیشنهادات و طرح و برنامه آن نیز دارای قابلیت اجرایی بوده و راهکارها و منابع آن نیز پیش‌بینی شده باشد، نه اینکه اعضای این اتاق برای مدیران ارشد استان تعیین و تکلیف کنند، بدون اینکه راهکاری اجرایی برای پیشنهادات خود ارائه داده باشند.

در اتاق فکر استانی تک تک اعضا باید دارای این تفکر باشند که بازوهای مشورتی و امین مدیریت ارشد استان هستند، نه اینکه به دنبال منافع شخصی یا تیمی و تشکیلاتی باشند.

گاهاً پس از سال‌ها تفکر و تدوین برنامه‌های متعدد که با تغییر هر دولت یا استاندار گروهی جدید مجدداً مأمور تدوین یک برنامه راهبردی تازه‌تر برای استان هستند و بدون در نظر گرفتن برنامه‌های استراتژیک تدوین شده قبلی و تحلیل آن، برنامه های قبلی را کنار گذاشته و مشکلات گذشته را متوجه مسؤولان قبلی و به‌دنبال تدوین برنامه ای جدید بوده که در بسیاری موارد، یا بر آن تفکری جامع وجود نداشته یا اینکه تنها برای گمراه کردن ذهن‌ها و یا دلخوش کردن آحاد جامعه با ارائه برنامه‌هایی که تنها گفتار درمانی است، دل مردم را با کلام‌های امیدبخش و شیرین خوش کرده، تا به تدریج زمان بگذرد.

 بهتر است هر دولت یا هر استاندار جدید و تیم کاری وی در درجه نخست نسبت به آسیب‌شناسی برنامه‌های تدوین شده قبلی پرداخته و علاوه بر تحلیلی جامع از نقاط ضعف و قوت آن، به فکر تدوین برنامه‌ای عملیاتی‌تر و ارائه راهکارهای عملیاتی‌تر برای اجرای هر چه بهتر برنامه‌ها و سیاست‌های مدنظر در بخش‌های مختلف کاری و در مناطق مختلف استان باشند، هر چند که در تحقق آنها تأمین منابع و مدیریت بر منابع نیز ضروری است و هر چند که داشتن هر برنامه در هر دوره زمانی و ارائه آن توسط مدیریت ارشد استان و تیم کاری آن اجتناب‌ناپذیر است.

پیشنهاد می‌شود، کم کم اتاق فکر در استان، به اتاق رصد حال و آینده مازندران تبدیل شده و علاوه بر بهره‌گیری از صاحب‌نظران و نخبگان علمی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، اجرائی و ...، نسبت به تدوین برنامه‌ای عملیاتی‌تر نسبت به گذشته برای رفع موانع و تنگناها و ارائه راهکارهای توسعه‌ای در بخش‌های مختلف برای آینده‌ای روشن‌تر در استان باشیم.

لذا اعضای اتاق رصد حال و آینده استان باید جامعیت بیشتری نسبت به قبل داشته، نه اینکه صرفاً دانشگاهی باشند با ایده‌ها و تفکرهای علمی خوب که در بسیاری موارد قابلیت اجرائی ندارد و نه اینکه صرفاً اجرائی و سیاسی که گاهاً تفکرات علمی بر پیشنهادات آنها حاکم نیست که خود می‌تواند باعث هدر رفتن منابع و وقت و زمان شود؛  بلکه اعضای این اتاق باید معجونی از تفکرات علمی و اجرائی و افراد مجرب جامعه باشند که از واقعیت‌های جامعه مطلع بود تا حضور آنها در این اتاق مثمر باشد و اثرات پیشنهادات خروجی این اتاق که مرجع مشورتی مدیریت ارشد استان است، به تدریج در جامعه حس شود.

لذا استان مازندران هم اکنون نیازمند یک اتاق رصد حال و آینده استان بوده و اعضای آن نیز همان‌گونه که گفته شد باید علاوه بر جامعیت، متشکل از صاحب‌نظران در دو سطح علمی و اجرائی و افراد مجرب جامعه باشند و جلسات این اتاق نیز باید منظم، مرتب و خروجی‌های آن نیز دارای قابلیت اجرائی و اصلاح کننده وضع حال استان و ارئقاء دهنده وضع موجود و بر طرف کننده مشکلات و تنگناها و سوق‌دهنده استان به سمت استانی توسعه‌یافته در آینده‌ای نه چندان دور باشد، خروجی‌های این اتاق نیز باید شامل همه بخش‌های کاری جامعه و در برگیرنده تمام حوزه‌ها و مناطق مختلف استان باشد.

از سوی دیگر تشکیل کمیته‌های تخصصی ذیل این اتاق که می‌توانند ارائه‌دهنده برنامه‌های عملیاتی و یا راهکارهای اجرایی باشد، موجب اثر بخشی بیشتر خروجی‌های این اتاق در سطح جامعه می‌شود.

البته جامعیت اعضای اتاق رصد حال و آینده استان، وجود ارتباطی منطقی بین این اتاق با مدیریت ارشد استان و مد نظر قرار گرفتن پیشنهادات این اتاق توسط مدیریت ارشد استان و تیم کاری ایشان ، فعالیت مستمر کمیته های تخصصی ذیل این اتاق، ارائه راهکارهای اجرایی و پیشنهادات عملیاتی توسط این اتاق، احساس مسؤولیت تمامی متولیان اجرائی استانی و شهرستانی برای تحقق هر چه بهتر پیشنهادات این اتاق، تأمین و تخصیص منابع مورد نیاز برای تحقق هر چه بهتر و بیشتر پیشنهادات و طرح‌های ارائه شده، می‌تواند موجب شود، اتاق فکر یا بهتر بگوئیم اتاق رصد حال و آینده استان از حالت سمبلیک خارج شده و خروجی‌های این اتاق سبب نظم و سامان‌دهی هر چه بهتر حال استان برای آینده ای روشن برای مازندران و مردم خوبش شود.