آیین‌های نوروزی سرزمین رازهای اساطیری در حصار کوه‌ها و جنگل‌ها + تصاویر

عید نوروز در راه است و این عید باستانی در مازندران همانند سایر استان‌های کشور با آداب و سنت‌هایی همراه است که در این زمینه خبرگزاری فارس در ارتباط با این آداب و رسوم گفت‌وگویی با فریده یوسفی پژوهشگر حوزه زنان و میراث فرهنگی مازندران ترتیب داده که شما را خواندن آن دعوت می‌کنیم؛

مازندران سرزمین آیین‌های باستانی، سنت‌ها و رازهای اساطیری است که حصار کوه‌ها و جنگل‌ها به این قلمرو، موجب شده تا بسیاری از آیین‌ها از دوران‌های گذشته حفظ شود؛ یکی از این آیین‌ها، آیین‌های نوروزی است که از روزهای پیش از عید شروع می‌شود و تا سیزده نوروز ادامه دارد.

از جمله آیین‌های نوروزی شامل  نوروزخوانی، خانه‌تکانی و شستن فرش و ملافه، دورریختنی، گل مالی کردن، سوچوی شب عید، آش آخر چهارشنبه، چهارشنبه سوری، پلوی شب عید و سکه‌های 50 دیناری، شلیک گلوله هنگام تحویل سال، عیددیدنی، سفره هفتن‌سین و سیزده بدر و انتخاب همسر آینده است که در ادامه به آن اشاره می‌شود.

*نوروزخوانی

نوروزخوانان پیام‌آوران شادی و نشاط در آستانه حلول سال نو بودند، همان‌گونه که مردم منتظر رسیدن بهار و رویش جوانه‌ها بودند، برای رسیدن نوروزخوان‌ها  هم لحظه‌شماری می‌کردند و با شنیدن اشعار دلنشین نوروزخوانی،  بهار را در وجودشان احساس می‌کردند.

نوروزخوان‌ها دو یا سه نفر بودند که در دست یکی از آنها چوب‌دستی و شاخه‌ای سبز یا شکوفه بود و  اشعار نوروزخوانی به زبان فارسی و تبری اجرا می‌شد و آهنگ شعر یکنواخت نبود، بلکه وزن وآهنگ آن در بعضی ابیات تغییر می‌کرد.

شعرهای نوروزخوانانان شامل « همی‌خوانـم امام اوّلین را، شـاه کشور امیرالمومنین را، محمّد آی محمّد آی محمّد، محمّد گل به گل قربان نامت، علی شیـرخدا قنـبر غـلامت، علی دُلدُل‌سوار آمد خوش آمد، علی با ذوالفقار آمد خوش آمد، همان دین محمّد برقراره، علی در خدمت پروردگاره  و تا امام دوازدهم ادامه می‌دادند » و یا اشعار« نوروز سلطون آمد، باد بهارون آمد،  عیـد بـزرگون آمـد ، مَشد عموی با خدا، بِمومه تِه دولت سرا، به دولت‌سرای تو آمد، تِه نالِ بن زَمبِه پا (زیر ایوان تو قدم می‌زنم)، مِه دَوندی بیّه راه (کفش من پاره شد)،  بِرو هاده کفشِ تَنخواه (بیا پول کفش مرا بپرداز)، تِه پسررِه کِمبه زوما ( پسرت را داماد می‌کنم )، دَست دِمبه شمع و حنا(  شمع و حنا به دست او می‌دهم )، گِمبه مِن مِبارک با(و مبارک باد می‌گویم)، مَشد عمو برو بیرون (مشهدی عمو از اتاق بیرون بیا )، دَستِ بِل جیف میون (دستت را در جیبت کن)، دَر بیار اَتّا پنج قرون ( و یک سکه پنج ریالی دربیار)، هادِه دست نوروزخون (بده به دست نوروزخوان)،  الله تِه نوم نَوه گوم( انشاءالله نامت گم نشود)،  مِن هستِمه ته ممنون (من از تو متشکرم) را می‌خواندند.

 نوروزخوان‌ها اشعاری فی‌البداهه می‌ساختند و با پرسیدن نام صاحب‌خانه و یا پسر بزرگش به طریقی از آنان تعریف و تمجید می‌کردند و برای هر شرایطی شعر مخصوصی می‌خواندند، مثلاً اگر سگ خانه‌ای پارس می‌کرد و مزاحم نوروزخوان می‌شد، این طور شروع می‌کردند مشد عمویِ خِش سخن(مشـهدی عموی خـوش سخن)،  چـورِه بـی سـگّه بـزن (چوب را بگیر و سگ را دور کن ) و اگر مورد بی‌مهری کدبانوی خانه قرار می‌گرفتند، این‌طور شروع می‌کردند «آسیه» خاله‌ی غُرغُری و بر همین وزن و قافیه اشعاری می‌سرودند.

*خانه‌تکانی و شستن فرش و ملافه

مردم مازندران همانند همه ایرانیانی که در سراسر میهن و خارج از این مرز و بوم زندگی می‌کنند، از اوایل اسفند به استقبال رسیدن بهار می‌روند و در آستانه تحول طبیعت به تکاپو می‌افتند، غبار از خانه و کاشانه می‌زدایند و با مراسم خاص خود به استقبال عید نوروزمی‌روند.

نخستین کارشان خانه تکانی است که با شستن فرش، پرده، ملحفه و پتو شروع می‌شود و در روزگاران گذشته، زنان شستنی‌ها را به کنار رود «تلار» می‌بردند و در آن‌جا همه چیز را پاک و پاکیزه کرده و به خانه برمی‌گرداندند، بعد رخت‌خواب‌ها‌ را در برابر نور آفتاب و در هوای آزاد می‌گذاشتند تا بوی نم زمستان از بین برود. 

*دور ریختنی‌ها

در قدیم مردم مازندران در روزهای پایانی سال که به نوروز نزدیک می‌شدند، کوزه‌ها و آینه‌های ترک‌خورده و ظروف کهنه و داروهای موجود در خانه را دور می‌ریختند و بر این باور بودند که هنگام تحویل سال شگون ندارد که رنگ و بویی از بیماری در منزل باشد و نیز تمام وسایل منزل باید نو و تمیز باشد به همین منظور نزدیک عید کارو بار مسگرهای دوره‌گرد سکه می‌شد.

*گل مالی کردن

بعد از آن نوبت گِل‌اندود کردن خانه می‌شد، ابتدا پشت‌بام را که به منزلة انبار آذوقه و صندوق خانه محسوب می‌شد با گِل رس و تپاله گاو گِل‌‌اندود می‌کردند، سپس دیوار خانه را با گِل سفید که در بعضی جاها با کنار زدن خاک سطح زمین یافت می‌شود، سفید می‌کردند و تا حدود ارتفاع یک متری اتاق را با گِل قرمز رجه می‌گرفتند. البته هر بنایی که درحیاط خانه باید دمِ عیدی گِل مالی و تمیزمی‌شد، حتی طویله و مرغدانی بود. 

بعد به جنگل رفته، شاخه‌های شمشاد را می‌آوردند و با چوب بلندی آن را به شکل جارو درآورده، حیاط و کوچه را با آن جارو می‌کشیدند و آب می‌پاشیدند.

*«سوچو» شب عید

از قدیم‌الایام مردم مازندران در شب عید نوروز با آغشته کردن پارچه به موم و روغن و پیچیدن آن به دور چوب، مشعلی ساخته، آن‌را روشن می‌کردند و بر سر در خانه‌ها و ستون‌های ایوان قرار می‌دادند و اکثر خانواده‌ها با روشن کردن شمع در کنار سفره عید این سنت را گرامی ‌می‌دارند.

*آش 40 گیاه آخر چهارشنبه

در آخرین چهارشنبه سال، زنان مازندرانی تدارک آش ترشی را می‌بینند که در نوع خود بی‌نظیر است و جنبه‌ تبرک و شفابخشی دارد، در این آش از 40 گیاه استفاده می‌شود، از شکوفه‌های آلوچه گرفته تا بچابچا (گل پامچال وحشی) و گل بنفشه و سبزی‌های گوناگون دیگر استفاده می‌شود و یک پای ثابت این آش حتماً «گزنه» بوده که  احتمالاً ترش بودن آش اظهار دلسردی از سال کهنه است.

*چهارشنبه سوری

مراسم چهارشنبه‌سوری بعد از ورود اسلام به ایران رایج شده است که غروب سه‌شنبه قبل از تاریک شدن هوا شروع می‌شود و در هرخانه یا کوچه با همکاری همسایه‌ها هفت کُُپه آتش می‌افروزند و بزرگ و کوچک از روی آن می‌پرند و با صدای بلند می‌گویند: «زردی من از تو، سرخی تو از من». و معتقد هستند که پریدن از روی این آتش درد و رنج و بیماری را از تنشان می‌زداید و شادابی و سلامتی به آنان می‌دهد.

*پلوی شب عید و سکه‌های 50 دیناری

از زمان‌های دور، در شب عید کدبانوی خانه حتماً باید برای شام یک مرغ، خروس، غاز یا اردک می‌کشت که معمولاً خروس بر دیگر طیور ترجیح داشت.

غذای شب عید هم ته‌چین پلو بود. اخیرآً سبزی پلو و ماهی جای ته‌چین پلوی خوشمزه قدیم را در بسیاری از سفره‌های مردم این منطقه گرفته، اما آنانی که به سنت «کشش» یعنی کشتن حیوان و ریختن خون در شب عید پای‌بند هستند همچنان ته‌چین پلو را بیشتر می‌پسندند.

علاوه بر این در قدیم رسم بر این بوده که دو سکه 50 دیناری (ده شاهی) را لای پلو می‌انداختند و هنگامی‌که غذا را می‌کشیدند، در بشقاب هرکس که می‌افتاد، نشانه خوش‌شانسی و خوشبختی او در آن سال بود. 

 *شلیک گلوله هنگام تحویل سال

درست در لحظه تحویل سال از گوشه و کنار شهرها و روستاهای مازندران  صدای شلیک گلوله برمی‌خیزد و آنانی که رادیو و تلویزیون ندارند، با این صدا می‌دانند که وارد سال جدید شده‌اند.

فلسفه شلیک گلوله این اعتقاد مردم است که سال نو در چنگال سال کهنه گرفتارشده و سال کهنه با مقاومت خود نمی‌گذارد سال نو تحویل شود، بنا برهمین اعتقاد با تفنگ‌هایشان به کمک سال نورفته و آن را از بند سال کهنه نجات می‌دهند. 

*مارمه (مادرمه)         

مارمه یعنی مادر ماه مثل مادر زمین، مادر آسمان، مادر چشمه‌ها و رودها، مادر یعنی شروع آفرینش مجوز ورود به زندگی که قداست دارد و خانه هم شکل مادی زندگی بوده که دارای چارچوب قداست است، بنابراین اول هرماه مجوزی ورود برای هر ماه است.

مارمه نوروز مادر همه مارمه‌ها است که یک سال پربرکت باید به وسیله فردی میک سیرت و خوش قدم رقم بخورد.

نخستین  روز هر ماه تبری «مارمه» داشت و صاحب خانه در این روز از یک نفر خوش‌قدم می‌خواهد نخستین کسی باشد که وارد خانه او می‌شود و تا آمدن او دوست ندارد کسی وارد خانه او شود و مارمه او را بشکند.

در قدیم مادربزرگ‌ها آنقدر به این سنت پای‌بند بودند که برای آگاهی مهمانان از مارمه، چوبی را به‌طور اُریب بر چهارچوب در خانه می‌گذاشتند، بعد از شکستن مارمه توسط«مارمه لینگ»  یا «خِش پِه»  خیالشان آسوده می‌شد و هر کسی ازدوستان یا اقوام می‌توانست وارد خانه شود.

برای نخستین روز عید هر خانواده‌ای مارمه لینگِ خاص خود را از بین افراد خانه، همسایه یا اقوام دارد،  آن فرد اگراز اهل خانه باشد، دقایقی قبل از تحویل سال، با گل و سبزه و قرآن درحالی‌که او و سایر افراد خانواده لباس نو پوشیده‌اند، از خانه خارج می‌شود و بعد از تحویل سال با پای راست قدم به داخل خانه می‌گذارد و با تبریک گفتن وارد تک‌تک اتاق‌ها می‌شود، سپس گل و  قرآن و سبزه را روی سفره می‌گذارد و عیدی خود را از بزرگ خانواده می‌گیرد و همگی با خوردن شیرینی دعا می‌کنند که سال خوبی در پیش داشته باشند. 

*عید دیدنی

درست در لحظه تحویل سال از گوشه و کنار شهرها و روستاهای مازندران صدای شلیک گلوله برمی‌خیزد و آنانی که رادیو و تلویزیون ندارند، با این صدا می‌دانند که وارد سال جدید شده‌اند. فلسفه شلیک گلوله این اعتقاد مردم است که سال نو در چنگال سال کهنه گرفتار شده و سال کهنه با مقاومت خود نمی‌گذارد سال نو تحویل شود، بنا بر همین اعتقاد با تفنگ‌هایشان به کمک سال نورفته و آن را از بند سال کهنه نجات می‌دهند. 

*خوردنی‌های عید

بعد از این آمادگی‌ها، کدبانوی خانه به فکر آماده کردن خوردنی‌های ایام عید می‌افتاد و چند روز مانده به عید اقدام به درست کردن کماج، حلوا، آب دندان و سایر خوراکی‌های محلی می‌کردند.

*سفره هفت‌سین

سفره هفت‌سین هم زینت‌بخش سفره مفصل عید نوروز در مازندران است، سمنو قدمت چندانی ندارد و عموماً توسط زنان مازندرانی طبخ نمی‌شود، اما در کنار شیشه ماهی قرمز، آینه، قرآن، سبزه، سکه، سرکه، سنجد، سیر، سیب، سماق و یک کاسه آب به چشم می‌خورد. در آب پرتقالی قرار می‌دهند و معتقد هستند که درست لحظه تحویل سال پرتقال شروع به چرخیدن می‌کند و نشان‌دهنده چرخش زمین است.

*سیزده بدر و انتخاب همسر آینده

در روز سیزدهم فروردین اهالی هر شهر و روستا اعم از پیرو جوان و کودک در میان جنگل‌ها ودامنه کوه‌ها روح و جان خود را به دست طبیعت می‌سپارند و سبزه را یا در آب روان رها می‌کنند و یا بر بلندیِ تپه‌ها می‌اندازند.

بسیاری از نامزدی‌ها و ازدواج‌ها از همان تاب خوردن روز سیزده بدر سرچشمه می‌گرفت که امروزه این رسم از رونق افتاده و آرزومندان فقط به گره زدن سبزه‌ها برای رسیدن به آرزوهایشان اکتفا می‌کنند.

----